گزارش نشست‌ نقد و بررسی مجموعه‌کتاب‌های کلان‌داده

واکاوی ابعاد معرفت‌شناختی و سیاسی «کلان‌داده‌ها»؛ از استعارۀ «نفت جدید» تا خطر «زیباشناسی داده»

به گزارش روابط عمومی پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی، نشست نقد و بررسی مجموعه‌کتاب‌های سه‌گانۀ حوزۀ کلان‌داده شامل آثار «تحلیل کلان‌داده‌های فرهنگی»، «سوژۀ دیجیتال، ابژۀ دیجیتال» و «چارچوب‌بندی کلان‌داده»، با حضور دکتر خندان، عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ مدیریت، دکتر اکبری گلزار، پژوهشگر و مترجم، و دکتر فتوتیان، جامعه‌شناس و ناقد، با دبیری دکتر سلیمانی در دانشکدۀ علوم اجتماعی برگزار شد. در این نشست که به واکاوی نسبت علوم اجتماعی با داده‌های عظیم اختصاص داشت، استادان حاضر به نقد رویکردهای صرفاً مهندسی پرداختند و بر ضرورت ورود جدی علوم انسانی به تحلیل «سرمایه‌داری شناختی» و بازپس‌گیری مرجعیت نظری در عصر سیل داده‌ها تأکید کردند.

دکتر سلیمانی، در ابتدای این نشست با تبیین ضرورت‌های برگزاری این جلسه گفت: این نشست به بهانۀ بررسی سه اثر ترجمه‌شده در حوزۀ کلان‌داده برگزار شده است تا گفت‌وگویی میان‌رشته‌ای پیرامون جایگاه این پدیده در علوم فرهنگی و اجتماعی شکل بگیرد.

وی افزود: از زمانی که مسئولیت میز فلسفۀ رسانه و فضای مجازی در پژوهشکدۀ مطرح شد، دغدغۀ اصلی ما این بود که چگونه می‌توانیم صورت‌بندی دقیقی از پدیده‌های نوین دیجیتال داشته باشیم؛ چراکه متأسفانه هنوز در این زمینه آثار تألیفی متناسب با نیازهای ایران نداریم. پژوهشکده با سامان‌دهی این ترجمه‌ها به‌دنبال ایجاد شالوده‌ای علمی برای فهم بهتر این فضاست.

سلیمانی تصریح کرد که شکاف میان نگاه فنی‌مهندسی و نگاه علوم اجتماعی یکی از چالش‌های بنیادین ماست؛ مهندسان در «عملیاتی‌کردن مفاهیم علوم اجتماعی» ناتوان‌اند و صرفاً به استخراج داده می‌پردازند، بدون آنکه سویه‌های اجتماعی و فرهنگی آن را درک کنند. وی خاطرنشان کرد که از منظر فلسفۀ تکنولوژی هایدگر، کلان‌داده یک «لنز تکنولوژیک» به ما می‌دهد که جهان را از این طریق آشکار و واقعیت اجتماعی را به مجموعه‌ای قابل‌اندازه‌گیری تبدیل می‌کند؛ اما این لنز به همان اندازه که درک الگوها را تسهیل کرده، امکان کنترل و سیاست‌گذاری و استعمار شناختی بر انسان را نیز ازسوی پلتفرم‌های بزرگ به‌شدت افزایش داده است.

دکتر خندان، عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ مدیریت و مترجم کتاب «چارچوب‌بندی کلان‌داده»، در ادامۀ این نشست با تشریح ابعاد مختلف اثرِ ماریا کریستینا پاگانونی، اظهار داشت که این کتاب با رویکردی زبان‌شناختی و تحلیل گفتمان، موضوع کلان‌داده را در پنج فصل شامل حوزه‌های رسانه، بهداشت، اخلاق و حقوق واکاوی کرده است.

وی با نقد تعاریف سطحی که کلان‌داده را تنها به «حجم» تقلیل می‌دهند، تصریح کرد: اهمیت بنیادین این پدیده در «غنای رابطه‌ای و تنوع منابع» نهفته است؛ منابعی که از پایگاه‌های دولتی گرفته تا اینترنت اشیا و تکنولوژی‌های خودپایشی را شامل می‌شوند.

خندان با تحلیل استعاره‌های به‌کاررفته در رسانه‌های بریتانیا و آمریکا و استرالیا خاطرنشان کرد: کلان‌داده در گفتمان بازاریابی با استعارۀ «نفت جدید» (Big Oil) به‌مثابۀ منبع اصلی خلق ثروت معرفی می‌شود؛ اما در گفتمان سیاسی با استعارۀ «برادر بزرگ» (Big Brother) به ابزاری برای نظارت و دستکاری توده‌ها پیوند می‌خورد. وی در ادامه عنوان کرد که ما با گفتمانی قطبی‌سازی‌شده روبه‌رو هستیم؛ یک بُعد «اتوپیایی» که نویدبخش بهبود وضعیت بشری و مراقبت‌های بهداشتی بیمارمحور است و یک بُعد «دیستوپیایی» (ویران‌شهری) که به‌ویژه پس از افشاگری‌های اسنودن و رسواییِ کمبریج آنالیتیکا، بر نقض حریم خصوصی و سوءاستفاده از داده‌ها بدون رضایت کاربران تمرکز دارد. وی یادآور شد که حتی در حوزه‌های حساسی همچون سلامت، همواره تعارضی دائمی میان «خیر عمومی» و «حریم خصوصی» در گفتمان حقوقی کلان‌داده وجود دارد.

دکتر اکبری گلزار، پژوهشگر و مترجم کتاب «سوژۀ دیجیتال، ابژۀ دیجیتال» نیز با اشاره به ایدۀ مرکزی این اثر که حاصل کنفرانسی در دانشگاه وست‌مینستر است، بر ضرورت فرارفتن از پوزیتیویسم آماری تأکید کرد و گفت: برگزارکنندگان این همایش مانند کریستین فوکس، پیشینۀ انتقادی و چپ سنگینی دارند و حتی از مفاهیمی همچون «اینترنت کمونیستی» سخن می‌گویند؛ اما پرسش اصلی آن‌ها جایگاه علوم اجتماعی در کنار آمار و دیتاساینس است.

وی با نقد نگاه برخی استادان که خود را مانند یک «سرویس‌کار پکیج» با جعبه‌ابزاری از روش‌های کمّی و کیفی می‌بینند، عنوان کرد: کلان‌داده صرفاً روش پژوهشی جدید نیست، بلکه ما با یک «وضعیت دیجیتال» روبه‌رو هستیم که منجر به ظهور «سوژۀ دیجیتال» شده است؛ سوژه‌ای که با چارچوب‌های سنتی درک‌‌ناشدنی است. اکبری گلزار تصریح کرد که داده‌ها به‌طور ذاتی معنا ندارند و اگر عالم اجتماعی صرفاً آمارهای فنی را به زبان دیگری بازگو کند، کارکرد خود را از دست داده است.

وی با اشاره به پیچیدگی‌های تحلیل در کانتکست ایران افزود: زبان فارسی پر از کنایه و اشاره و استعاره است و کاربران به‌دلیل ملاحظات مختلف، همیشه حقیقت ذهن خود را بروز نمی‌دهند؛ بنابراین تحلیل‌های فنی بدون در‌نظر‌گرفتن این زمینه‌های فرهنگی، نمی‌تواند راه به جایی ببرد. او با استناد به آرای سارا پینک خاطرنشان کرد که سوژه‌های دیجیتال جدید، شیوۀ زیست و امکان‌های متفاوتی را به وجود آورده‌اند که نیازمند تحلیل‌های «تکنوسوشیال» برای فهم جهان انسانی است.

دکتر فتوتیان، جامعه‌شناس و ناقد نشست، در بخشی دیگر از سخنان خود به نقد مبانی هستی‌شناختی کلان‌داده پرداخت و با ارجاع به فیلم سینمایی «سیمونه» (محصول سال ۲۰۰۲)، موضوع «وارونگی رابطۀ خالق و مخلوق» را تبیین کرد. وی اظهار داشت: در این فیلم، یک سوژۀ مجازی که صرفاً برایندی از داده‌ها و الگوریتم‌هاست، چنان بشر را شیفتۀ خود می‌کند که حتی خالقش قدرت نابودی آن را از دست می‌دهد؛ این دقیقاً وضعیتی است که انسان معاصر در آن گرفتار شده است.

فتوتیان با استفاده از این مثال تصریح کرد: در‌حالی‌که هویت انسانی در گذشته با رنج‌ها و تجربه‌ها تعریف می‌شد، اکنون انسان دیجیتال به یک پروفایل و مجموعه‌ای از کلیک‌ها و ترجیحات و امتیازها تقلیل یافته است؛ او هم‌زمان هم سوژۀ فاعلِ معناست و هم ابژۀ موضوعِ محاسبه.

وی در نقدی صریح به کتاب «لو مانویچ» به خطر «زیباشناسی داده» هشدار داد و عنوان کرد: در رویکرد مانویچ، فرهنگ زمانی معتبر است که بتوان آن را تصویرسازی و الگوسازی کرد؛ اما بخش‌های بنیادین فرهنگ، مانند سکوت‌ها و انفعال‌ها و مقاومت‌های انسانی که نمی‌توان آن‌ها را کمّی‌سازی کرد، در پسِ این الگوهای بصری زیبا ناپدید می‌شوند. فتوتیان تأکید کرد که کلان‌داده یک پدیدۀ اجتماعی است و نباید اجازه داد که در انحصار نگاه فنی مهندسان باقی بماند. وی در پایان برای کنترل این فضا سه اصل را پیشنهاد کرد: پرسش از «منشأ» داده‌ها، تحلیل آنچه در «ترجمۀ» تجربۀ انسانی به عدد از دست رفته است و بررسی «پیامدهای» تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر این تحلیل‌ها.

در پایان این نشست، موضوع مناقشه‌برانگیز «پایان نظریه» که اولین بار کریس اندرسون آن را مطرح کرد، بررسی شد. استادان حاضر با اشاره به این ادعا که «سیل داده‌ها روش علمی را منسوخ می‌کند»، بر ضرورت بازگشت به نظریه برای فهم لایه‌های عمیق واقعیت تأکید کردند. دکتر سلیمانی با جمع‌بندی مباحث، بر ضرورت نقش‌آفرینی فعال «انجمن علوم اجتماعی محاسباتی» و تشکیل حلقه‌های مطالعاتی تأکید کرد و از پژوهشگران خواست تا با ورود به مباحثات معرفت‌شناختی، اجازه ندهند علوم اجتماعی در برابر تحولات شتابانِ دنیای دیجیتال مرجعیت خود را از دست بدهد. این نشست با تأکید بر لزوم انجام رساله‌های دانشگاهی در حوزه‌های بین‌رشته‌ای و تداوم نقد آثار جهانی در این حوزه به کار خود پایان داد.

صفحه اصلیسوالاتتماسارتباط با ما